چرخید و چرخید و چرخید تا رسید به بند چلچله . اول قرار به ایستگاه 5 توچال بود . بعد شد کلک اما وقتی قرار شد برای دختری موبایل بگیریم ترجیح دادم زود برگردم پایین و نزدیکترین جا هم بند چلچله است .
امروز
دیروز تولد مائده بود . عسل بادکنک گرفته بود و قرار بود زود برن مائده رو سورپرایز کنن پس من بدبخت باید زود میرفتم و برمیگشتم . از طرفی هم استاد قشنگ گفته بود برم دانشگاه .بهترین حالت بند چلچله بود . رف
شب دوتایی رفتیم بیرون . امیر شکلات و بعدم نانوچی . توی ماشین میگم یه بوس بده میگه عهههه زشته . گفتم زشت کجاس ؟ سرعتی یه بوس داد که به دل نشست . بعدش دیدم داره عقب رو نگاه میکنه و اطراف و ... گفتم چیه بوس میخوای ؟ اینبار با آرامش بیشتری بوسید